چگونه نقاشی ها معروف می شوند؟

در: آموزش هنر نقاشی هنرمندان 2 نظر بازدید: 1036
چگونه در نقاشی حرفه ای شویم, هنرمندان معروف, هنرمندان مشهور,

در حال حاضر هزاران هنرمند در قید حیات هستند و هرکدام از آنها در جایگاه خود آثار شگفت‌انگیزی خلق می‌کنند. باید پرسید چگونه برخی از آنها در میان خیل عظیم هنرمندان مشغول به کار معروف می‌شوند و نام برخی از آنها ناشناخته می‌ماند؟ اگرچه این امر دلایل زیادی ممکن است داشته باشد، اما به‌طور عمده وابسته به این مساله است که هنرمند چه‌مقدار در کارش مصمم بوده است. از جمله توصیه‌هایی که به هنرجویان جوان می‌توان کرد تمرین و تقویت مهارت‌ها، استفاده از تکنیک‌ها و ابزارهای مختلف، نظرخواهی از نزدیکان و درخواست نقد و نظر از هنرمندان دیگر و پذیرش انتقاد آنها، تمرکز بر علایق مشخص خود و نهایتا رسیدن به سبک شخصی و سپس انتشار آثارهنری و ارتباط خوب با مخاطبان و گالری‌های هنر می‌توان ذکر کرد. بعضی از هنرمندان زندگی خود را برای خلق آثار هنری شگفت‌انگیز وقف می‌کنند، درحالیکه ممکن است این میزان اشتیاق در کمتر هنرمندی دیده شود، ممکن است هنرمندی در سن بسیار کم شروع به خلق نقاشی‌های با کیفیت بالا کند، مثلا کسی مانند آلیتا آندر، که نقاشی را فقط در 9 ماهگی آغاز کرده است. آلیتا اندر در سال 2007 متولد شده و به‌عنوان جوانترین هنرمند جهان شناخته شده است.

 شام آخر لئوناردو داوینچی

"شام آخر" اثر داوینچی

چه هنرمندانی را می‌شناسید که نقاشی‌هایشان بیشتر از خودشان، مشهور شده باشد؟

به جز این مساله، بارها رخ داده است که هنرمند بعد از اینکه یکی از نقاشی‌هایش معروف شد، خودش مشهور می‌شود. در دنیای هنر، یک نقاشی صرف‌نظر از اینکه خالق آن چه‌مقدار مشهور است می‌تواند به‌عنوان یک قطعۀ هنری عالی به شمار ‌رود و در این موارد  بیشتر از آنکه خالق اثر مشهور شود خود اثر مشهور خواهد شد. اما حال باید پرسید نقاشی‌ها چگونه معروف می‌شوند؟

نقاشی‌ها چگونه معروف می‌شوند؟

ابتدا بیایید نگاهی بیاندازیم به اینکه چگونه آثار نقاشی مشهور می‌شوند؟ یک نقاشی شهیر کاملا منحصربه‌فرد و الهام‌بخش است،  بسیاری از هنرمندان، به جای ایجاد یک قطعۀ هنری منحصربه‌فرد که از زندگیِ خود آنها الهام گرفته شده باشد آثاری را که از نقاشی‌های دیگر الهام گرفته‌اند، خلق می‌کنند اثری که به این ترتیب به وجود آمده باشد منحصربه فرد نخواهد بود. یک اثر اصیل از حالات درونی و زندگی شخصی بیشتر می‌تواند هنرمندان دیگر و بینندگان آن را تحت تاثیر قرار دهد و این اثر به‌نسبت اثری که مشابه کار دیگران است، شانس بیشتری برای مشهورشدن دارد.

گرونیکای پیکاسو

"گرونیکا" اثر پیکاسو

پیام‌های مهم در نقاشی‌های معروف

نقاشی‌ها نیز زمانی مسیر شهرت را درست طی می‌کنند که حامل پیامی، الهام ذهنی و یا حقیقتی از دنیای بیرون در آنها نهفته باشد و یا جریان جدیدی از ذهن و خلاقیت شما را بروز دهند و یا زمانی که یک موضوع مهمی را برای جامعه مطرح کنند. به‌عنوان‌مثال، پیام درونی اثر می‌تواند پیامی ضد جنگ و ضد خشونت و یا سایر پیام‌های مربوط به دنیای بیرون، حقوق بشر، علوم اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و یا فلسفی باشد. در واقع نقاشی و یا هر اثر هنری می‌تواند یک جنبش را تحریک کند و یا پیشتاز یک جنبش اجتماعی شود و یا حتی به یک سازمان تحمیل شود که جنبش خاصی را حمایت کند و به این ترتیب، آن اثر هنری در دنیای هنر در معرض دید بیشتری قرار می‌گیرد.

بسیاری از هنرمندان معروف در طول تاریخ  به این دلیل مشهورشده‌اند که کاراکترهایی سیاسی، اجتماعی و یا فرهنگی داشته‌اند. در دورانی، نقاشی‌های ضد بردگی به سرعت به شهرت می‌رسیدند، حتی امروز نیز نقاشی‌هایی وجود دارد که با پیام هایی ضد قاچاق انسان مشهور و شناخته شدند.

تابلوی جیغ مونش

"جیغ" اثر ادوارد مونش

از این روست که هنرمندان در طول تاریخ برای نگه‌داشتن جهان‌بینی خاص خود در موضوعات مهم تلاش کرده‌اند و اغلب این هنرمندان برای متمایز ساختن آنچه که درست است و در تلاشند برای اینکه بینندگان بتوانند احساسات و هیجان‌هایی که در ایجاد این نوع از آثار هنری صرف شده است را حس کنند. با این حال اینها تنها نقاشی‌هایی نیستند که مشهور می‌شوند.

دلایل به خاطر سپرده شدن یک نقاشی در اذهان عمومی

نقاشی‌های مشهور عموما به بیننده احساس نوعی ارتباط می‌دهد، این ارتباط می‌تواند عاطفی و یا روحانی باشد. قبل از دوران مدرن در هنر، اکثر نقاشی‌ها شامل پیام‌های مذهبی بودند. این نقاشی‌ها برای آن زمان بهترین درونمایۀ ممکن برای شهرت بود، چرا که غالب مردم مذهبی بودند و زمانی‌که نقاشی‌ها را مشاهده می‌کردند نیازمند درک و دریافت ارتباط معنوی با تصاویر داشتند. ارتباط ذهنی عاظفی و معنایی اثر هنری با افراد جامعه‌ی هم عصر خود از دلایل شهر آثار هنری خواهد بود.

تابلئهای مینیمال موندریان

"جهان" اثر پیت موندریان

اگر نقاشی در ارتباط برقرار کردن با بیننده ناموفق باشد، به‌راحتی از ذهن بیننده یا بینندگان حذف می‌شود. گاهی اوقات یک هنرمند مستعد یک نقاشی انتزاعی خلق می‌کند که از چیزی که در افکار خود می‌بینند و یا چیزی که تجربه کرده است الهام گرفته شده است. در بیشتر موارد، دیگران نیز حتی با وجود نفهمیدن علت آن، می‌توانند با نقاشی ارتباط برقرار کنند این امر به این دلیل است که هنرمند موفق به ترجمۀ افکار خود به یک شاهکارهنری شده است این نکته به‌طورویژه در هنر انتزاعی، که بیننده ممکن است درک کامل نقاشی را دشوار بیابد. هنر انتزاعی می‌تواند انرژی منفی یا مثبتی تولید کند، که به اندازه کافی قدرتمند باشد تا بیننده را خوشحال، غمگین یا دیوانه کند. نقاشی‌های انتزاعیِ مشهور در ایجاد انرژی توانمندند، شاید به همین دلیل است که این نقاشی‌ها برای اهداف دکوراسیون در خانه‌ها آویزان می‌شوند. عمدتا، مردم نقاشی را می‌خواهند که انرژی مثبت را به ارمغان بیاورد یعنی در مواقعی که در خانه هستند، احساس آرامش کنند. هر نقاشی بزرگ با مخاطبانش به طریقی خاص ارتباط برقرار می‌کند و این به هنرمند بستگی دارد که کدام راه را برای برقراری ارتباط انتخاب کند.

واجب است درنهایت اذعان کنیم، سال‌های سال در مدرسۀ هنر بودن و یا دراختیار داشتن امکانات و قدرت چیزی نیست که هنرمند را معروف کند. مطمئنا، مدرسۀهنر به هنرمند تنها کمک خواهد کرد که مهارت‌های خود را بهبود بخشد. با این حال، مدرسۀ هنر موظف به ارائۀ ایده‌های منحصربه‌فرد به هنرمند نخواهد بود، چرا که به علاقه‌مندی و اشتیاق و تعهد هنرمند برای موفقیت در این جنبه نیاز است.

تابلوی مونالیزای داوینچی

"مونالیزا" اثر لئوناردو داوینچی

گفتیم نقاشی‌ها می‌توانند مشهور شوند، حتی اگر خالق اثر معروف نباشد. اگر نگاهی به تاریخ بیاندازید، خواهید دید که بسیاری از نقاشی‌ها بعد از مرگ خالق معروف مي‌شوند. سخت كوشي لزوما در زمان حیات هنرمند شناخته نمی‌شود، بنابراین سخت است بگوييم چه موقع نقاشی معروف می‌شود. اگرچه دردنیای امروز ناشناخته ماندن با ابزارهای نوین جمعی و دسترسی همگانی به اینترنت کمی دور از ذهن شده است، چرا که هنرمندان در دنیای امروز می‌توانند کار خود را آنلاین و در بسیاری از نشریات و گالری‌های آنلاین به اشتراک بگذارند. هرچند ممکن است به نظر بیاید كه رقابت بیش از حدی وجود دارد،  اما همیشه جا برای نقاشی‌ها و نقاشان جدید دیگر وجود دارد.

تابلوی بوسه ی گوستاو کلیمت

"بوسه" اثر گوستاو کلیمت

امروزه با کمک اینترنت، وبسایت‌های مختلفی وجود دارند که دیدگاه بسیاری از هنرها را ارائه می‌دهند. يك گالری هنری حتی می‌تواند از طریق اینترنت بازدید شود و شما لازم نیست که شخصا به گالری بروید تا برخی از نقاشی‌های معروف را ببینید چرا که اینترنت و فضای مجازی آن را برای شما به نمایش می‌گذارد. با تکنولوژی امروز، جستجوی تصاویر اصيل برای فروش بسیار آسان است. امروزه یک گالری هنری مجازی تمامی فعالیت‌های گالری‌های حقیقی را با گسترۀ بیشتری از مخاطبان ارائه دهد. 
هر هنرمند مستعدی می‌تواند با ایجاد صفحۀ مختص به خود در آرتیبیشن راه را برای به اشتراک گذاری آثار و شهرت خود بگشاید. برای عضویت در آرتیبیشن کلیک کنید

پست های مرتبط

2 نظر

  • الیاهو کهن لاویان (damexite@gmail.com)

    ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ۲:۱۷ ق.ظ

    ضمن تشکر از گروه آرتیبیشن برای جمع آوری و نشر اطلاعات مرتبط با هنر و فعالیت های وابسته به آن بخصوص در زمینه اقتصاد هنر، نقد هایی نیز بر این مطالب وارد است که البته نیت چنین نقد هایی بالا رفتن کیفیت محتوایی مقالات آتی ست. پیش از هر چیز این سوال مطرح می شود که چرا نام نویسنده ذکر نشده است؟ هر چند که بطور یقین گروه تولید محتوای آرتیبیشن این مسئولیت را عهده دار بوده اند اما شاید بهتر بود که نام شخص نویسنده در انتها یا ابتدا آورده می شد. اما در رابطه با خود متن؛ "مصمم بودن" در اینجا اطلاعات واضحی به خواننده نمی دهد. با چه معیاری می توان مصمم بودن یک هنرمند را اندازه گیری کرد؟ یا چگونه می توان آن را تفسیر کرد؟ پاراگراف دوم: چه هنرمندانی را می‌شناسید که بیشتر از خودشان، نقاشی‌هایشان مشهور شده باشد؟ تقریبا یک پاراگراف اضافی و بلا استفاده است و مجددا در پایان آن به همان عنوان اصلی متن بر می گردد که چگونه نقاشی ها معروف می شوند؟ ضمن آنکه درباره نقاشی هایی که خود اثر از خالق اثر مشهورتر بوده است مثالی آورده نشده است و بعید به نظر می رسد تعداد مثال های این موضوع زیاد باشد چرا که شناخت خالق اثر در واقع بخشی مهم و جداناپذیر از بدنه ی یک اثر هنری است. در پاراگراف سوم نوشته شده: "یک نقاشی شهیر کاملا منحصر به فرد و الهام بخش است." اما این منحصر به فرد بودن را چه عواملی ایجاد کرده اند؟ آیا اگر منتقدان، دلالان، مجموعه داران و موزه های مهم هنری اثری را نادیده بگیرند یعنی آن اثر الهام بخش و منحصر به فرد نیست؟ چرا در این متن از بازیگران اصلی ایجاد شهرت برای یک اثر هنری نامی به میان نیامده و یا اگر هم آمده کاملا در حاشیه و دور از تمرکز اصلی متن به آنها اشاراتی گذرا شده است؟ آیا یک آکادمی مشهور که هنرجویان در آن به فراگیری مطالب مرتبط با هنر می پردازند صرفا محیطی آموزشی است؟ آیا چنین محیط هایی در ایجاد و گسترش شبکه های محلی و بین المللی برای هنرجویانشان نقشی ایفا نمی کنند؟ آیا حتی استفاده از عنوان یکی از دانشگاه های هنر مشهور دنیا برای هنرمندانی که از آنجا فارغ التحصیل می شوند در ذهن مخاطبان نمایشگاه های آن هنرمندان اثرگذار نیست؟ هنرمندی که از رویال کالج لندن، با آن ارتباطات وسیع بین المللی و شهرتی که بین مجموعه داران سراسر دنیا دارد، فارغ التحصیل شده است آیا سطح شهرتش با هنرجویی که هم زمان با او از یک دانشگاه کاملا ناشناخته فارغ التحصیل می شود یکسان است؟ گذشته از بحث کیفیت خروجی این سازمان ها، حتی شرایط ورود به این دانشگاه ها و موسسات هنری نیز با یکدیگر تفاوت فراوانی دارد. ملیت و قومیت هنرمندان نیز، که هنرمند نقشی در انتخاب آن نداشته است، در شهرت آثارشان اثر گذار است، دانشگاه که جای خود دارد! در بخش سوم این متن آمده است: بسیاری از هنرمندان، به جای ایجاد یک قطعۀ هنری منحصربه‌فرد که از زندگیِ خود آنها الهام گرفته شده باشد آثاری را که از نقاشی‌های دیگر الهام گرفته‌اند، خلق می‌کنند اثری که به این ترتیب به وجود آمده باشد منحصربه فرد نخواهد بود." این عبارت کل مبحث "از آن خود سازی" و آثار مرتبط با آن را به کلی نادیده گرفته و از آن غفلت کرده است! عبارت "اغلب این هنرمندان برای متمایز ساختن آنچه که درست است و در تلاشند برای اینکه بینندگان بتوانند احساسات و هیجان‌هایی که در ایجاد این نوع از آثار هنری صرف شده است را حس کنند." از لحاظ ساختاری دچار مشکل است و نیاز به اصلاح دارد. در جای دیگری آورده شده است که: "نقاشی‌های مشهور عموما به بیننده احساس نوعی ارتباط می‌دهد، این ارتباط می‌تواند عاطفی و یا روحانی باشد." حد اقل در مورد بسیاری از آثار مشهور خلق شده پس از قرن بیستم می توان به جرات گفت که طیف وسیعی از مردم خارج از دنیای هنر با بسیاری از آثار مشهور قرن بیست و عهد حاضر در قرن بیست و یکم نمی توانند ارتباط عاطفی برقرار کنند و ذهنیت و ارتباط حسی بسیاری از مخاطبان نیز تحت تاثیر مقالات و نقد هایی قرار دارد که درباره برخی آثار مشهور خوانده اند در غیر این صورت چگونه می توان با مربع مشکی مالویچ و آثار روتکو بدون اطلاع قبلی از متون نوشته شده درباره آنها ارتباط عاطفی ویژه ای برقرار کرد؟. از ذکر سایر موارد چشم پوشی می کنم و کلام را با این عبارت به پایان می رسانم که: درست است که نمی توان به طور دقیق گفت چه زمانی یک اثر به شهرت می رسد، اما عوامل تاثیر گذار در به شهرت رسیدن یک اثر هنری را می توان بر شمرد، که البته در نگاه کلان تعداد آنها می تواند بسیار زیاد و حتی بی انتها باشد، اما بطور بسیار خلاصه می توان اشاره کرد که این مجموعه ای از عوامل شامل برگزار کنندگان پیشینه خود هنرمند، حراجی های هنری، گالری دارها، کیوریتور ها، برخی از منتقدین مهم و ژورنالیست های مشهور، بعضی جریان های سیاسی و بطور کلی ذینفعانی که به طور مستقیم از نقاشی سود می برند در به شهرت رسیدن نقاشی ها نقش دارند. با ذکر مجدد این نکته که؛ عوامل شهرت آفرین در حالت کلی و دیدگاه کلان شاید تعدادشان بی شمار باشد.

  • Arthibition (info@arthibition.net)

    ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۳۵ ب.ظ

    "الیاهو کهن لاویان" عزیز، از حسن توجه و ذکر نکات قابل توجه و درج و ارسال آن سپاسگزاریم.

نظر بدهید

CAPTCHA Image